پزشکی مهر ۹۱ دانشگاه علوم پزشکي همدان

H@meD@n MediCal University 2012

به مناسبت 1 شهریور روز پزشک

با سلام و تشكر فراوان از تعهد واخلاصتان

اميدواريم ستاره‌ی زندگی و اختر دانشتان، پيوسته ايام بر دل بيماران بتابدو هماره دعای بندگان بدرقه راه شما باشد

روز پزشک بر شما گرامی باد

[ جمعه 1393/05/31 ] [ 23:29 ] [ حسین قیاسی ]

[ ]

دموکراسی یا دموقراضه

دوستان عزیز سلام امیدوارم حال و احوالتون خوب باشه و از تابستونتون لذذذذت ببرید

بدون حاشیه ومطلع میرم سراغ اصل مطلب:

اینکه هنوز هستن کسایی که در دوران تعطیلات کوتاه مدت تابستون بفکر زمستونن جای بسی امیدواریه

اما....

 به چه قیمتی؟؟

گاهی وقتا میخوایم یه مشکلیو حل کنیم ، هدفمونم خیره اما راهمون غلطه و حداقلش ، خاطر چند نفر آزرده میشه.

 در مورد پست "دموکراسی "

برای حل مشکل نمایندگی اولین مرحله اینه که خواسته هامونُ مشخص از نماینده بخوایم

اگر نشد ...

باهاش صحبت کنیم ، ازش توضیح بخوایم

اگر نشد ...

بین افراد کاندید برای نمایندگی رای گیری کنیم.

در حال حاضر بهترین راه اینه که انتظاراتمونُ از نماینده مشخص کنیم ، تا اول مهر  هر کس مایل بود و این مسئولین پذیری ُ در خودش میدید که نماینده بشه ، بدون رودربایستی، اعلام کنه .

بعد هم در اولین هفته که اکثریت کلاس هم حضور داشتن رای گیری میکنیم.

خدارو شکر طی این ۴ ترم شناخت کافی از هم پیدا کردیم و لازم نیست تو وبلاگ بدون نام و نشون کسی ُ تشریح (!) کنیم!!

 

بیش از این مصدع اوقات نمیشم

تابستون فــــنا!

[ جمعه 1393/05/17 ] [ 20:36 ] [ زهرا فراهاني ]

[ ]

دموکراسی

سلام دوستان

با کسب اجازه از حضور محترم همتون

میخوام بگم که ما باید تکلیف کلاسا و نمایندگی کلاس رو قبل از شروع رسمی کارای ترم آینده تعیین کنیم.قبل از هر صحبتی از زحمات نماینده اسبق کمال تشکر و قدر دانی رو داریم، اما با توجه به بعضی از کم کاری ها و خود محوری های ایشون با تمام احترامی که واسشون قایلم، نمیتونیم ریسک دو سال گذشته رو امسال هم تجربه کنیم، از جمله حذف کامل شنبه از برنامه های کلاس ترم گذشته در درس ژنیتال که بعلت تداخل برنامه های شخصی ایشون بود که باعث اون شد که همه دیدیم و منجر شد طیف وسیعی از هم کلاسیا این واحد رو پاس نشن یا با نمره ی فوق العاده پایین بگذرونن.ما میخواهیم شخصی باشه با تعهد و مسولیت بیشتر، و جدی تر در درس که حذفی ها رو درست و بموقع بزاره و از کنسل کردن کلاسا تا حد ممکن جلوگیری کنه.با توجه به اینکه ترم گدشته اکثر روزهای هفته رو تعطیل بودیم با اینکه نیاز به کلاس واقعا و جدی بود.

ما مشکلات احتمالی رو بررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که اگر این موضوع موکول بشه به اول مهر ، تا رفع و رجوع گپ و گفت های دوستان، ترم پنج هم تموم شده و ما هنوز کاری از پیش نبرده ایم ، بهمین دلیل استارت کار را از همین جا و از امروز میزنیم تا به حول و قوه الهی سال پیش رو کمترین مشکلات رو داشته باشیم.

دوستان و هم کلاسی های محترم، کسایی که این تونایی رو در خودشون میبینن لطفا اعلام کنن.امیدوارم بعد از 4 ترم اجتماعی شدن  جنبه پذیرفتن حقایق رو داشته باشیم و پخته و عاقلانه تصمیم گیری کنیم، لج و لجبازی های بچگانه رو کنار بزاریم و رفتارهایی رو اولویت قرار بدیم که نفع گروهی بیشتری رو داشته باشه.

آنچه که مهمه این است که نماینده ما باید اولویت اصلی و اساسی رو درس و کلاس و نفع عمومی قرار بدن، کار دشواریه و مطمئنا وقت گیر اما خب هم جنبه للهی داره و هم تا حدودی نفع شخصی ، دیدیم و میشناسیم تعدادی از بچه هاییکه توانایشو دارن، اما کنار کشیدن به هر دلیلی.

حرف زیاده و حوصله کم، بقول معروف از تعارف کم کنیم و بر مبلغ بیفزاییم

نماینده جدید باید بپذیرن که خانم محمودیان انتخاب شده و مورد قبول خانمای کلاسن و به اندازه ی ایشون حق دخل و تصرف در کارها رو دارن.که سال گذشته هیچ اختیاری به ایشون داده نشد.

گزینه های پیشنهادی ما با توجه به فعالیتهای مستمر و جدی و کارآمدشون  ددر دو سال گذشته عبارتند از:

آقای حسین قیاسی

آقای محمد مهدی جوهری مقدم

آقای یحیی خسروی

آقای امیر پویا قیاسی

آقای معین ولد بیگی

 اگر آقای حیدری هنوز علاقمندن به این منصب میتونن کاندید بشن ولی مشروط به موافقت کل دوستان و پذیرفتن شرایط مطرح شده و رفع کسری های ترم های گذشته.

  با تشکر از همکاری همه دوستان فهیم

!مدیران وبلاگ لطفا بایکوت نکنین!

[ پنجشنبه 1393/05/16 ] [ 19:55 ] [ دکتـر مجهـــول ]

[ ]

دلسرد

 

قصه ام دیگر زنگار گرفت :

با نفس های شبم پیوندی است .

پرتویی لغزد اگر بر لب او ،

گویدم دل : هوس لبخندی است .

 

 

خیره چشمانش با من گوید :

کو چراغی که فروزد دل ما ؟

هر که افسرد به جان ، با من گفت:

آتشی کو که بسوزد دل ما؟
 
 
 
 

ادامه مطلب

[ سه شنبه 1393/05/14 ] [ 1:26 ] [ محمد ناظمی ]

[ ]

گذشت

 

 گویند یک شب مار بزرگی برای پیدا کردن غذا وارد دکان نجاری شد. عادت نجار این بود که موقع ترک کارگاه وسایل کارش را روی میز بگذارد. آن شب، نجار اره اش را روی میز گذاشته بود. همین طور که مار گشت می زد، بدنش به اره گیر کرد و کمی زخم شد. مار خیلی عصبانی شد و برای دفاع از خود اره را گاز گرفت. این کار سبب خون ریزی دور دهانش شد و او که نمی فهمید چه اتفاقی افتاده، با خیال این که اره دارد به او حمله می کند و مرگش حتمیست تصمیم گرفت برای آخرین بار از خود دفاع کرده و هر چه شدیدتر حمله کند. او بدنش را به دور اره پیچاند و هی فشار داد. صبح که نجار به کارگاه آمد، روی میز به جای اره، لاشه ماری بزرگ و زخم آلود را دید که فقط و فقط به خاطر بی فکری و خشم زیاد مرده بود

 

ما در لحظه خشم می خواهیم به دیگران صدمه بزنیم ولی بعد متوجه می شویم که به جز خودمان کس دیگری را نرنجانده ایم و موقعی این را درک می کنیم که خیلی دیر شده. در زندگی بیشتر لازم است که گذشت و چشم پوشی کنیم، از اتفاق ها، از آدم ها، از رفتارها، از گفتارها... و گذشت و چشم پوشی عاقلانه و به جا را به خودمان یاد بدهیم


ادامه مطلب

[ شنبه 1393/05/04 ] [ 1:37 ] [ محمد ناظمی ]

[ ]

لیله القدر خیر من الف شهر

امشب چه شبی است؛ شب خوبی ها، نیکی ها، زیبایی ها؛ شب بیداری؛ شب راز و نیاز.

امشب چشم هایم را برهم نمی نهم و با تنها معبودم سخن می گویم. تنها با او واگویه می کنم دردهای دلم را، او را می خوانم و از درگاهش اجابت نمیازهایم را می طلبم. امشب چه شبی است؛ ملایک دسته دسته به یمن و بزرگی این شب بر زمین می آیند تا چشمان خسته و خیس شب زنده داران را با گلاب بهشتی بشویند. آنان می آیند تا غبار خطا و گناه را با عطر فردوس از دل ها بزدایند. امشب چه شبی است؛ شب گردش فرشتگان گرداگرد حجت الهی؛ شب بخشودن، شب تقدیر و چه زیباست امشب. باید خود را آماده کنم ،سفر بزرگی در پیش دارم؛ می خواهم امشب، وسعت پرندگی ام را رها کنم. باید فرصت را غنیمت شمرد، باید این لحظه ها را قدر دانست می توان پرواز را تجربه کرد؛ فقط کافی است قدری سبک تر شویم؛ آن قدر سبک که نیروی هیچ جاذبه ای، زمین گیرمان نکند. جادّه تقرب، قدم های عاشقانه ای می طلبد. دیگر مجال ماندن نیست، در این سرزمین برای ما جایی نیست. باید از این سرزمین زشتی ها هجرت کنم؛ به آن دیگرم، سر بزنم. باید با تمام وجود، هجرت کنم. از این «مَنِ» زمینی تا «آنِ» الهی، راهی نیست.این شب ها، کوتاه ترین راه رسیدن به آن جاست. ببارید، چشم های روسیاه من، شاید که اشک ها، اندكي دلهايمان را جلا دهد. امشب شما وظیفه سنگینی دارید. باید هر چه توان دارید در طبق «اخلاص» بگذارید، شما باید جور تمام تن را بکشید. به حال دستانم گریه کنید؛ به حال پاهای ناتوانم گریه کنید، که فردا، بر پل صراط، نلغزند. به حال شانه هایم گریه کنید که زیر بار سنگین گناه هایم در حال شکستنند. ببارید؛ چشم های روسیاه من.امشب، خدا مهربان تر از همیشه است. امشب، خدا به این اشک ها پاداش می دهد،این قطره های حقیر، کارهای بزرگی می کنند،این اشک ها، خاموش کننده شعله های خشمی هستند که قرار است تنم را به آتش بکشند، ببارید، ای چشم های روسیاه من، که من به مدد این اشک ها پا در جاده نهاده ام. من به امید این ناله زدن ها دل به دریا زده ام؛ وگرنه، دستانم تهی است و شرمساری ام را حدّی نیست.کوله بار پر از گناهم را با مدد این اشک ها، سبک خواهم کرد، بسوز ای دل! بشکن ای آئینه زنگار گرفته من، بشکن که امشب، به این شکستن نیازمندم. تو که بشکنی، یعنی نیمی از راه را رفته ام ،یک عمر، گردن کشی کردی و مرا هم به هر جا که خواستی بردی؛ به هر کجا که اراده کردی، باید امشب بشکنی،باید امشب بسوزی، که سوز تو کارها بکند. تو بشکنی، چشم ها نیز می بارند، دل بسوزد، اشک ها فوّاره می زنند.

التماس دعای خیر از همه ی دوستانلیله القدر خیر من الف شهر

[ چهارشنبه 1393/04/25 ] [ 16:35 ] [ محمد حیدری ]

[ ]

عمل زیبایی بینی ! !

دوستان عمل زیبایی بینی رو ببینید خیلی جالبه  .  .  .  

برای همکارهایی که دوستدار عمل زیبایی اند  :)  

 

اینم لینکش : ( حجمش خیلی کمه )

 

https://sandbox.mediafire.com/?tet7xds03vrlgiq

[ سه شنبه 1393/04/24 ] [ 0:50 ] [ محمد ناظمی ]

[ ]

زندگی ، شاید ...

زندگی ، شاید ، شعر پدرم بود که خواند

چای مادر که مرا گرم نمود

نان خواهر که به ماهی ها داد

زندگی ، شاید ، لبخندیست که دریغش کردیم 

 

سهراب سپهری

[ یکشنبه 1393/04/15 ] [ 23:32 ] [ محمد ناظمی ]

[ ]

دیگه باره آخره ....

 

 

مراقب " بار آخر " هایی باشیم 

که " بار آخرتمان " را

سنگین میکند . . .

[ یکشنبه 1393/04/08 ] [ 1:14 ] [ محمد ناظمی ]

[ ]

تشکر

"""""""به پایان آمد این دفتر.................حکایت هم چنان باقیست"""""""""""

عرض سلام و ادب احترام خدمت تک تک همکلاسی های گرامی،خانمها و آقایان دکتر

سال تحصیلی 92-93 هم تموم شد و این دفتر عمر ماست ک روز ب روز صفحاتش ورق میخوره.خان 4 از 14 خان پزشکی رو ب سلامت رد کردیم . هنوز راه درازی در پیش هست.خسته نباشید میگم ب همه . امیدوارم ک سال های سال سالم و اداب و سلامت باشند.امیدوارم کم و کاستی ها رو بر بنده حقیر ببخشید . ان شاء الله در ترم پنجم نظر خواهی خواهیم کرد راجع ب این منصب شریف ..جا داره اینجا از خانم ها و آقایونی ک کمک کردن ب بهبود کلاس تشکر ویژه ای کنم.خانمها:محمودیان .شاکری.حسینی و فراهانی و آقایان:جوهری .قیاسی

از کلیه دوستان فعلا تا شروع ترم پنجم حلالیت میطلبم تا وقت دیدار

جا داره دلجویی هم بکنم از آقای گودرزی بابت پاور های تماس ( تنها موردی بود ک یادم مونده بود برای معذرت خواهی )

التماس دعای فراوان در ماه رمضان

و من الله توفیق و النصر

محمد حیدری

6 تیر 1393

پ.ن: من تا زمان اعلام نمره عصب در همدان هستم.دوستان نگران نباشند.

[ جمعه 1393/04/06 ] [ 11:15 ] [ محمد حیدری ]

[ ]

خسته نباشید

 سلام دوستان

جدا خسته نباشید ازین امتحانات جان کاه

تعطیلات خوش

التماس دعا در ماه مبارک رمضان

 

[ پنجشنبه 1393/04/05 ] [ 20:42 ] [ سيده صفورا حسيني ]

[ ]

تماس

 سلام 

این پاور الان به دستم رسید 

فکر کنم آخرین پاور باشه

جلسه دوم

[ چهارشنبه 1393/04/04 ] [ 15:9 ] [ سيده صفورا حسيني ]

[ ]

تکمیلیه تماس با بیمار

واقعا این درس تماس رو اعصابه :| اینم پاور سوم تماس لطفا هر کی بازم پاوری داره آپلود کنه بذاره رو وبلاگ ممنون از اقای حسین قیاسی بابت تهیه پاور 

ارتباط موثر

[ چهارشنبه 1393/04/04 ] [ 10:34 ] [ محمد مهدی جوهری مقدم ]

[ ]

امتحان فیزیک

سلام

دوستانی که فیزیک دارند:

پنج شنبه حتما به مراقب ها اعلام بشه که باید سوالات تماس با جامعه هم بهشون داده بشه و لطفا با هر گروهی که برداشتید مطابق زیر در امتحان حضور داشته باشید.

با ترم 5 : در سالن اجتماعات پزشکی

با ترم 2 : در کلاس 4 یا 5 پزشکی ( همه افراد دوره 35 در یکی ازین کلاسا بشینن)

با آرزوی موفقیت

 

[ سه شنبه 1393/04/03 ] [ 19:58 ] [ سيده صفورا حسيني ]

[ ]

فیزیک پزشکی

سلام

دوستانی که فیزیک پزشکی برداشتید و پنج شنبه امتحان دارید

این 4 تا پاور مربوط به دکتر جباری هست که براتون میذارم اینجا. شاید نداشته باشیدشون. به هر حال امیدوارم مورد استفاده قرار بگیره :)

 http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=63d0e2dcdf96b351b081a9dbb7cc717b

سارا اصفهانی


برچسب‌ها: فیزیک پزشکی, پاورپوینت

[ سه شنبه 1393/04/03 ] [ 17:35 ] [ دکتـر مجهـــول ]

[ ]