زنماز مؤدبانه داریم به متفکرانه می رسیم.

می خواهیم کمی به باطن نماز راه پیدا کنیم.

مشکلات به ذهنت آمد سر نماز بگو:

 نه الان وقتش نیست .یک وقت دیگر به آن فکر می کنم .من  بیست وچهار ساعته در مشکلات دنیا دست و پا می زنم .حالا این دو دقیقه را نمی خواهد.«اللّه اکبر» خدا بزرگتر از مشکلات من است،من الان عبدم، من الان مأمورم بگویم«بسم اللّه الرحمن الرحیم» مأمورم بگویم«الحمد لِلّه رب العالمین» دستور دارم بگویم«الرحمن الرحیم»به من فرمان داده شده بگویم «مالک یوم الدین» من الان چیزی نیستم جز اینکه کسی هستم که باید بگویم «ایاک نعبد وایاک نستعین»

کسی می گفت من چکار کنم،مشکلاتم زیاد است؟ گفتم سر نماز اول وقت مشکلاتت را فراموش کن،بگو بی ادبی است در خانه خدا من در فکر مشکلات باشم؛

 

هر اذانی  یک صدا زدن خصوصی است برای کندن تو از یک وضع بد، لحظه و فرصت طلایی را از دست نده،مربی تو خداست

 

اذان پیغام خصوصی است، پاشو برو.خداوند همه را یكی یكی جداگانه حساب می رسد...

سم الله الرحمن الرحیم

جلسه سوم ازمبحث چگونه یك نمازخوب بخوانیم؟

الحمد لله ربّ العالمین،و صلی الله علی سیدنا و حبیبنا ابا القاسم المصطفی محمد(ص) و ءاله الطیبین الطاهرین المعصومین،سیا الحجة،بقیة الله الاعظم،روحی و ارواح العالمین له الفداء

أعوذُ بالله من الشیطان الرجیم،رب اشرح لی صدری و یسِّر لی أمری وأحلل عُقدَةً من لسانی،یفقَهوا قَولی

اگرما درماه رجب شیرینی محور عبادت ها یعنی نماز را نچشیم،یقینا دردیگر اوقات سال به این لذت بلند وموهبت بزرگ نخواهیم رسید.

اگردراین ماه كه ماه خصوصی خداست ،ما سرنماز با خدا نتوانیم درست گفتگو كنیم،مناجات كنیم،رسم ادب به جا بیاوریم؛طبیعتا در اوقات دیگر نخواهیم توانست و اگرسر سجاده ی نماز با خدا دست ندهیم –به محضر ربوبی ارادت پیدا نكنیم- طبیعتا بقیه ی اوقات انسانی نخواهیم بود كه باخدا باشیم.

نماز خوب خواندن، رسیدگی به واجبات نماز است ؛نماز خوب خواندن یعنی واجب نماز را بپذیریم و گردن بنهیم.

قسمت واجبات نماز یك طوری قرار داده شده اند كه برای انسان معمولا خسته كننده است ؛ قسمت واجبات نماز طوری است كه  آدم بعداز چند روز نماز برایش تكراری میشود. همین را بپذیریم؛همین را بامعنا بپذیریم .همین را در چهره و رفتار خودمان نشان دهیم.

به خدا نگوییم:خدا نماز برای ما تكراری ،عادتی و ملال آور شده .نگوییم یك عبادت دیگر به ماپیشنهاد بده تا ما با لذت عبادت كنیم.

فكركنیم چرا خدا نماز را اینقدر تكراری و یك جور، به یك قبله و با یك ذكر برای ما قرار داده است.

درخانه ی خدا بایستیم، بگوییم خدایا خواستی نماز برای ما تازگی نداشته باشد!؟پس چه چیزی می خواهی داشته باشد!؟ همان را به ما بده.

خواستی شیرینی های نماز از من گرفته شود !چون یك عمل جدیدكه نیست "فی كل جدید لذت  درهر چیز جدیدی لذت است"از بس تكراری می شود، لذتش از بین میرود. خواستی یك عملی انجام بدهم كه به خاطر جدید نبودنش  لذت نداشته باشد!پس اگر این را ندارد چه چیزی برای من دارد؟ آن را به من بده. آن وقت خواهی دیدكه این نمازِ تكراری فلسفه اولش این است كه به آدم ادب یاد بدهد.

خیلی ها بلدند به غریبه ها كه میرسند لبخند بزنند. اگر راست می گویی  به آن آدمی كه تكراری است، پدرت،مادرت،همسرت...به آنها كه میرسی عین غریبه ها لبخند بزن. این نشان می دهد كه با ادب هستی .

آدمی كه ادب نداشته باشد، به آدم های تكراری دیگر لبخند نمی زند. فقط به غریبه ها كه میرسد لبخند میزند و تحویلشان می گیرد. به این آدم می گویند ادب ندارد؛ یعنی هر چه دلش میخواهد انجام می دهد.

نمازهم به گونه ای است كه اینقدر تكرار می شود كه تو دیگر دلت نخواهد.   اینقدر تكرار شده كه تو دیگر به خاطر تازه بودنش لذت نبری.

درآداب زیارت حرم آمده است كه زیارت كن و زود برگرد .اگر می بینی   زیاد در  حرم بمانی ،حال وهوای حرم برایت كم می شود،برو هتل ،برو محل استقرار خودت،چند روز برای  زیارت  بمان و برگرد.

تا ابهت وشیرینی  و حلاوت  حرم برایت  از بین نرود .  یك جایی داشته باشی وقتی آمدی دلت آب بشود.

 در ودیوار حرم ،ضریح مطهر،گنبد نورانی حضرت برایت از تازگی نیفتد.اینجا خانه امید معنوی تو باشد.

به ما سفارش كرده اند كه زیاد حرم نمانید كه ذر و دیوار حرم از چشمتان بیفتد.این یك سفارش است در مورد زیارت حرم كه در مورد نماز نمی شود اجرا كرد . چون من برای نماز  به  خدا  گفتم: خدایا اجازه بده من گاهی  نماز بخوانم در  عوض  نماز پیش  من شیرین باشد می فرمایند :نه نماز آنی است كه  باید همیشه بخوانی .دنبال  شیرینی اش نباش؛ دنبال  عوض  كردن  خودت باش.

حرم را كه خدا مجبور نكرده همیشه بروی،نماز را مجبور كرده همیشه بخوانی.

نماز را چون همیشه می خوانیم شیرینی اش از بین میرود. خدا هم میداند كه شیرینی اش از بین میرود.

شیرینی اش گرفته میشود چه چیزی باقی می ماند؟  ادبش. به این شرط كه از نماز فرار نكنی، روحت از نماز فرار نكند.

نماز برای هر كس خسته كننده است . برود توی نماز. بگوید: خدایا خسته میشوم ، اشكال ندارد من ایستادم محكم ، تا  دیدی می خواهی  نماز را زود تمام بكنی یك  ذكر دیگر بگو.

ازنماز نترس،فرارنکن،دنبال شیرینی اش نباش، که اگر دنبال  شیرینی اش باشی می گویی هر وقت شیرین شد، میخوانم .تلخی اش را بپذیر شرط این كه نماز به آدم ادب بدهد،این است كه آدم آن رابپذیرد.

اگر حال نداشتی نماز بخوانی بلند شو بایست محكم نمازت رابخوان. اگر داری تندتند وضو میگیری بگو صبر كن ...آرام وضو بگیر...باخودت لج كن این را می گویند جهاد با  نفس،جهاد با نفس برای عبادتی مثل نماز چقدر شیرین خواهد بود.

برای نماز جهاد بانفس نمی كند،باخودش در  نمی افتد،كلنجار نمی رود .آن وقت میگوید خدایا امام زمان مارا به ما برگردان! خب آقا كه بیاید توباید بروی جهاد !تو2دقیقه برای  خدا برای نماز وقت نمی دهی میخواهی در ركاب حضرت برای خدا جان بدهی!؟! (البته  آدم آقا را ببیند اینقدر آدم میشود كه هم جان میدهد هم وقت برای نماز،) وقت دادن برای نماز عین جان دادن است؟ تا من وتو وقت ندهیم برای نماز معلوم نیست آقامون بیاید . آقا منتظر نیست همه ی اهل عالم خوب بشوند، فرمود شیعیان من گناه نكنند من زودتر می آیم.

آثار نماز مؤدبانه :

 تكبر تو را در برابر خدا خورد میكند وكبریایی خدا را به تو تحمیل و تلقین می كند و سایه زیبا و پرنور عظمت  الهی را بر قلب تو مسلط خواهد كرد.

عظمت خدا كه آمد،پاكی وطهارت درون می آید، عشق به خدا می آید ،معرفت به خدا می آید و همه چیز برای آدم عوض می شود.آن وقت اگر دیدی هزار دیوار جلوی چشمت است وتو پشت آنها را می بینی تعجب نكن !كسی كه به بصیرت رسید دنیا برایش حجاب نخواهد بود.

.

كسی تكبر نداشته باشد كبریایی خدا در قلبش حلول میكند.

آیا اول باید خدا پیش آدم عظمت پیدا بكند یا اول باید غیر خدا پیش آدم حقارت پیدا بكند؟

اول باید دنیا پیش آدم خراب شود یا اول باید خدا عظمت پیدا بكند؟

 

حضرت علی(ع)می فرمایند : اول عظمت خدا راپیش خوت جا بینداز سپس غیر خدا برایت حقیر می شود. انگار كه او بهشت را می بیند .انگار كه جهنم را می بیند.چگونه؟با نماز مؤدبانه

عظمت خدا كه بر قلبت نشست نتیجه اش این است كه انگاربهشت وجهنم را می بینی بنابراین دیدن آن سوی دیوار ودرون افرادچیزی نیست.

فردی پیش عارف بزرگی رفت وگفت ذكری  به من بیاموزید تا بر آن مداومت داشته باشم عارف ذكری برای هفت ماه به او دادپس از این كه فرد رفت شاگردش به آن عارف گفت چرا برای مدت بیشتری به او ذكری ندادید؟عارف گفت:وقتی میدانم بیشترازهفت ماه زنده نیست چرا ذكر یكساله بدهم.

اثرات نماز مؤدبانه:

1)رابطه ی تو با خدا راتنظیم میكند.

2)رابطه ی تو با دنیا را تنظیم میكند.

3)رابطه ی تو با خودت را تنظیم میكند.

یكی از آثار نماز مؤدبانه این است كه عظمت خدارا در دل انسان می اندازد عظمت خدا كه در دل كسی افتاد دنیا در پیش چشمش حقیر می شود ..همچنین انسان را با اراده ومستقل می كند. آدم با اراده ومستقل كسی است كه میشود روی او حساب كرد. این آدم یك جاهایی برنامه دارد علیه خودش.این كار باعث می شودكه اولاًآدم مستقلی باشد ثانیاًمی شود روی محبتش حساب كرد،ثالثاً روی عقلش می شود حساب كرد.

كسی كه با نماز خودش را مقید كرد،معلوم می شود آدم هوس رانی نیست.معلوم می شود هوس خودش را به اندازه یك نماز اول وقت كشته .

محبت را در دلی می توانی پیدا كنی كه علیه خود قیام كرده باشد.

عشق را دردلی می توانی پیدا كنی كه علیه هوس خود قیام كرده باشد.

وفا وصفارا در دلی می توانی پیدا كنی كه علیه خود اقدام كرده باشد.

حداقل اقدام علیه خود نماز اول وقت و مؤدبانه خواندن است.

نمی شود جای دیگری غیر از نماز علیه نفس مبارزه كنیم تا آدم اهل عشق وصفاوصمیمیت شویم؟جاهای زیادی هست كه می شود علیه نفس مبارزه كرد.

 اگر با نفس خود مبارزه كردیم میتوانیم آدم عاشق پیشه ای شویم میتوانیم به كسی محبت كنیم .     

.آمد از امام حسن عسگری(ع)یا امام حسن مجتبی(ع) سوال کرد:دخترم را به چگونه مردی شوهر دهم؟فرمودند:مومن باشد،عرضه داشت آقا جان دیگر چه؟مومن بودن کفایت می کند؟فرمودند بله، دختر تو یا دختر خوبی است یا دختر بدی؛اگر دختربدی باشد مومن است که او را تحمل می کند ،بقیه او را تحمل نمی کنند و اگر دخترت دخترخوبی باشد این مومن است که از او تشکر می کند .بقیه روشان زیاد می شود می روند خرابکاری می کنند ؛او اهل کنترل نفس است چون خدا به قدر کافی حالش را گرفته است.

باز هم برویم سراغ سربازی در پادگان؛بعضی پدر ها می گویند پسرم رفته سر بازی«الحمد لِله»سربه راه شده است، شما هم شنیده اید؟ تحلیل: چرا سربازی آدم را سر به راه می کند؟چون از بس سخت می گیرند،از بس ضد حال می زنند، اینقدر موشک ضد حال به او میزنند تا بتواند در آن سختی ها یک ضد حال به دشمن بزند،آن وقت او آدم می شود. از پادگان که بیرون می آید دیگر از دیوار راست بالا نمی رود، مؤدبانه می نشیند، میتواند صبر کند،می تواند تأمل بکند، درست است؟

بنده عرض می کنم: رفقا! قبل از اینکه بخواهیم برویم سربازی ادب بشویم، بیایید در خانه خدا،سر نماز ادب شویم«والبهایم لا یتادب الاّ بالضرب»فرمود چهارپایان ادب نمی شوند مگرباچوب"والبهایم لایتادّب الّابالضرب"

آدم ها با چه ادب می شوند؟با نماز

نمازبرای آدم استقلال می آورد.وقتی استقلال برای آدم آورد، مبارزه با خودت کردی،اهل محبت می شوی، اهل عشق می شوی، اهل مهرورزی می شوی و الا بی نماز اهل هوس است. هوس رانی با محبت خیلی فرق می کند، همه آدم ها از موجود هوس ران فرار می کنند.

حافظه انسان را چه چیز ضعیف می کند؟هوس رانی؛

اگر خواستی حافظه ات قوی شود نماز اول وقت  را تمیزتر بخوان.

تفکرو خلاقیت وتمرکز انسان را چه چیز قوی می کند؟ هر کس درسش ضعیف است، ذهنش ضعیف است چکار بکند؟معلوم است نماز تروتمیز بخواند.!

 بو علی سینا می فرمودند هر موقع مسئله علمی را نمی توانستند حل کنند دو رکعت نماز می خواندند.

بعد از نماز مؤدبانه،نمازمتفکرانه،نمازبا معنا،نماز با معرفت و نماز با محبت .

 نماز مؤدبانه که مملو است  از مبارزه با خود.

 چکار می کند؟توان انسان را در برخورد با سختی ها بالا می برد؛بعضی ها را دیده اید چقدر ناز نازی اند، با یک سختی«ِِِإذا مسّه الضّر جزوعا»است؟ وقتی به یک نعمتی می رسد خسیس می شود،دیگردست و دل باز نیست،وقتی شر به او می رسد جزع وفزع میکند ،ناله می زند؛خداوند در این سوره بدی های انسان را بیان می کند. می فرماید:همه انسان ها اینقدر بد هستند« الّا المصلین».

نماز مگر اینقدر بدی را از انسان بر می دارد؟ بله، تازه این اولش است،نماز در عالم تاثیر می گذارد .

کسی می گفت من چکار کنم،مشکلاتم زیاد است؟ گفتم سر نماز اول وقت مشکلاتت را فراموش کن،بگو بی ادبی است در خانه خدا من در فکر مشکلات باشم؛

دم در حرم که می خواهی وارد شوی کفش دار ایستاده،فلسفه این کفش داری ها چیست؟برای اینکه کفش ها گم نشود؟گم شود فدای سر آقایت؛تو حاضر نیستی یک کفش بندازی دم در حرم وگم بشود؟کدامیک از شما می گویید اگر کفش من گم شود حرم نمی روم؟ کدامیک از شما اگر کفشداران نبودند حرم نمی آمدید؟ شما می روید حرم و می گویید «باَبی اَنتَ واُمی»پدر و مادرم، هستی ام به فدایت،کفشم فدایت نشود!؟به خدا اگر آداب حرم این بود که کفشت را بینداز و  برو، همه سر چهار راههای اطراف حرم کفش هایشان را می انداختند. دیوانه وار می آمدند حرم امام رضا؛پس چرا این کفش داری ها هست؟می فرماید بالاخره این ها  باز هم بعضی هایشان ضعیف هستند ممکن است حواسشان برود پیش کفش ها،کفش دار حرم کفش هایتان را می گیرد و میگوید بیا برو راحت باش وبدان من کفشت را اینجا دارم.

فدای کفشدار در حرم خدا بشوم؛که حرم خدا نماز است،یک کفشداری می آید در حرم خدا صدا میزند«فَاخلَع نَعلیک اِنّک بِالواد المقدّس طوی»کفش هایت را  در بیاوربده به من برو با خدا صحبت کن،کفش چیست؟کفش همه فکر وخیال و مشکلات دنیاست، مشکلات دنیا را مثل کفش کف پایت بکن بده به کفشدار برو بگو «اللّه اکبر»با خیال راحت کفشت را نگه می دارد،

کفشدار حرم خدا کفشت را که به او بدهی یه گوشه اش هم پاره باشد یعنی زندگیت را بدهی یه گوشه اش هم پاره باشد برایت می دوزتش ،واکسش هم میزند  بعد از نماز می بینی کفش هم تمیز شده ،کفشدار حرم خدا هنگام نماز که مشکلاتمان را به او بدهیم کیست جز خدا؛می گوید به من بسپر، بده به من، من خرابش نمی کنم، اوضاعت بدتر نمی شود ،به خدا فقط کافیست سر نماز مشکلت را فراموش کنی ، فراموش نکن،از ذهنت بیرون کن.

ازنماز مؤدبانه داریم به متفکرانه می رسیم،می خواهیم کمی به باطن نماز راه پیدا

کنیم،مشکلات به ذهنت آمد سر نماز بگو: نه الان وقتش نیست .یک وقت دیگر به آن فکر می کنم .من بدبخت بیچاره بیست وچهار ساعته در مشکلات دنیا دست و پا می زنم .حالا این دو دقیقه را نمی خواهد.«اللّه اکبر» خدا بزرگتر از مشکلات من است،من الان عبدم، من الان مأمورم بگویم«بسم اللّه الرحمن الرحیم» مأمورم بگویم«الحمد لِلّه رب العالمین» دستور دارم بگویم«الرحمن الرحیم»به من فرمان داده شده بگویم «مالک یوم الدین» من الان چیزی نیستم جز اینکه کسی هستم که باید بگویم «ایاک نعبد وایاک نستعین»بعد از نماز می بینی زنگ میزند می گوید مشکل حل شد.بعد از نماز یا تو بزرگ می شوی دیگر ناله نمی زنی یا مشکل کوچک می شود دیگر ناله زدن ندارد چرا؟فقط به احترام اینکه دو دقیقه سر نماز ادب باطنی نماز را رعایت کردی به مشکل گفتی نه.

 ما را بردند در یکی از زندان های کشور گفتند باید برای اینها سخنرانی بکنی ؛حالا رفته ام زندان می خواهم صحبت کنم همه دمق، حق دارند میگویند حاج آقا شما صبحانه تان را کنار زن وبچه خورده اید، آمده ای اینجا! نمی دانی ما گر فتاریم؛یکی پای اعدامش است،یکی وقت چکش است،یکی خانواده اش مریض است،هزار تا گرفتاری داریم حالا صحبت تو را گوش بدهیم که چی؟کسی که از گرسنه خبر ندارد ،سواره از پیاده خبر ندارد. گفتم ببخشید می شود پنج دقیقه یادتان برود چه مشکلاتی دارید؟اصلا در زندانید؟ از این حال و هوا بیرون بیایید.

دیدم تقاضای درشتی کردم،گفتم پنج دقیقه از فکر اینکه در زندان هستی بیا بیرون ، به خدا زندانت طولانی تر نمی شود،به خدا مشکلاتت بیشتر نمی شود ،هیچ فرقی نمی کند، اینقدر گفتم که کم کم متقاعد شدند؛دیدم زشت است به این عزیزان بگویم پنج دقیقه از فکر مشکلات بیا بیرون که چه؟عرایض بنده را بشنوی؟!!

مسیر سخن را کج کردم،

شما سر نماز یادتان برود در زندانید، پدر هستید،مقروضید،خانمتان مریض است،می خواهید اعدام شوید،نترسید در عالم مشکلاتتان هیچ تغییری نمی کند،پنج دقیقه سر نماز بگو من فقط عبدم،نه پدرم،نه مقروضم،نه زندانیم،نه مریضم،نه گرفتارم،هیچی نیستم فقط عبدم.«اللّه اکبر»،قول دادم خیلی از مشکلاتشان حل شود ؛چون تجربه کرده ام، از خودم حرف نمی زنم«یَرزُق مِن حَیث ُلا یَحتسب»همین جا چیزی بگویم و در ادامه خاطره زندان؛کسی رفت پیش آقا امام رضا(ع) عرضه داشت حاجتی دارم مدتی است دعا می کنم ولی مستجاب نمی شود، شما فکری برای من بکنید،آقا فرمودند:من ضمانت کنم دعایت مستجاب می شود قبول است؟آن آقا عرضه داشت بله، خیالم راحت می شود،امام رضا فرمودند:خدای امام رضا ضمانت کرده مستجاب می شود قبول نمی کنید می خواهی حرف من را به عنوان ضمانت برداری فرموده:«اُدعونی استجب لکم»خدا ضمانت کرده برای اهل تقوا گره گشایی می کند،چه تقوایی بالاتر از نماز خواندن؛که دستور اول خداست .

ما شروع کردیم با این دوستانمان صحبت کردن، آماده شدند سر نماز بعدی بگویند بی خیال که ما در زندانیم یا بیرون زندان، فعلا عبد توییم «اللّه اکبر» مسئول زندان گوشه زندان نشسته بود گفتم آقای رئیس زندان شما هم میشه وقتی سر نماز می ایستی یادت برود رئیس زندانی؟کی حقوق می گیری؟کی می خواهی خانه بروی؟آقای رئیس یک دفعه خودش را جمع کرد گفت :بله بله حاج آقا ، دیدم روحانی جمع هم نشسته گفتم: حاج آقا عذر می خواهم شما هم میشود سر نماز همه مشکلات یادت برود ،من این را به روحانی ورئیس زندان که گفتم زندانیان گل از گلشان باز شد،خودشان بعدا می گفتند یک نفر آمده برای ما سخنرانی کرده حرفی به ما زده که دارد به همه می زند ،ادامه دادم دیدم عکس امام است گفتم امام می شود سر نماز یادت برود رهبر انقلابی؟همه امید های عالم به تو بسته شده فقط سر نماز بگویی من عبد خدا هستم ودیگر هیچ؟

 گفتم مردم امام همینطوری بوده اند.مقام معظم رهبری عکسشان بود گفتم آقا می شود سر نماز عالم را فراموش کنی بگویی خدا من عبد توام ،گفتم آقا همینطوری بوده اند ؛نمی خواهم تبلیغ آقا بکنم یکی از رفقا می فر مودند  زمان تبعید آقا در یکی از روستاها اطراف کرمان وقتی داشتیم نماز می خواندیم ،آقا امام جماعت مسجدی در مشهد بودند نه رهبر انقلاب ورئیس جمهور؛یک آهو بچه ای آمد نماز ما به هم خورد خندیدیم نماز ما باطل شد،آقا نمازشان را ادامه دادند آهو هم در رفت بعد از نماز ما گفتیم آقا دیدید چه شد؟آقا فرمودند چه شد؟ ـ ما نمازمان باطل شد. چرا نمازتان باطل شد؟ـ آقا آهو نماز ما را باطل کرد.کدام آهو؟ـ آقا این آهو ده مرتبه از روی سجاده شما پرید.آقا: من ندیدم...                                                                                               

من چگونه توجه به خدا پیدا کنم؟توجه به خدا پیدا نمی کنی،فقط توجه به هرچه پیدا کردی بگو زشت است،

حالا همه را در کفشت بگذار دم کفشداری تحویل بده آن وقت خواهی دید چه وضعیت قشنگی برایت پیش می آید می فرماید«انّ الانسان خُلِقَ...» انسان ولع دارد عالم را بخورد ،حریص به عالم است«اِذا مسّه الشر جزوعا»وقتی بدی به او می رسد جزع وفزع می کند مثل فرزند مادر(بچه ننه)«اِذا مسّه الخیر منوعا» وقتی به خیری می رسد همه عالم را منع می کند این اخلاق های بد آدم ها را چکار بکنیم «الّا المصلین»مگر نماز خوان ها چون هر دفعه سر نماز با خودشان درگیر می شوند.

یک نفر می گفت من چگونه سیر و سلوک کنم؟ آدم خوبی شوم گفتم آدم حسابی ها که می گویند فقط نماز بخوان ،همان نماز درستت می کند. گفت چطوری نماز مرا درست می کند؟ من استاد اخلاق می خواهم. گفتم هر دفعه که مؤذن اذان می گوید فکر نکن خدا صدا می زند اینها را جمع کن بیار؛ نه اذان برای همه نیست نبین صدای اذان به همه میرسد هر لحظه که اذان گفتند یعنی الان تو در یک حالتی هستی که اگر بلند شوی به نماز بایستی حسادتت از بین می رود. فردا صبح اذان گفتند بلند شدی برای نماز، تکبرت از بین می رود. هر دفعه آدم در یک حالی است .

 مؤذن می گوید«اللّه اکبر»تو همان موقع بلند شوی یک دفعه آن صفت بد حب الدنیایت آن گوشه اش زخمی می شود از بین می رود.

 هر اذانی  یک صدا زدن خصوصی است برای کندن تو از یک وضع بد، لحظه و فرصت طلایی را از دست نده،مربی تو خداست،مربی های بدن ساز را دیده اید یک دستکش می پوشد و متناسب با ورزش درخواستی بدن سازی مناسب آن را برایتان می گذارد. او میداند چگونه تمرین بدهد که چه عضلاتی قوی شوند .

مربی اخلاقی تو خداست می داند کی اذان بگوید.لحظات قبل از اذان تو را خود خدا طراحی می کند مثال:برای مغازه دار مشتری می فرستد بعد می گوید ملائکه من وسط کلکلش اذان بگویید. اگر امروز بلند شود خیلی نورانی خواهد شد ،اذان می گوید.فروشنده ول نمی کند برود نماز بخواند ؛سیاه باقی می ماند. کافی است شما سر اذان تا آنجا که می شود بلند شوید نماز بخوانید .می بینید یکی یکی بدی ها در وجودتان از بین می رود . نبینید اذان برای همه است، پیغام خصوصی است، پاشو برو.خداوند همه را یكی یكی جداگانه حساب می رسد.